محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
85
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
بعضى بىموى است و بعضى نسبت به بعضى كثير الحس ، چنانچه بالا نيز گفته شد و جلد فى الحقيقة مركب است ، اما مؤلف و بعض ديگر در مفرد شمردهاند چنانچه وجهش مكرر گذشت . و أما الشعر فمنه ما يزيّن الجسد و اما موى پس بعض از آن چيزى است كه زينت مىدهد بدن را و هو شعر الرأس و آن موى سر است و موى حاجبين نيز از اين قبيل است . و منه ما يزين بعض الناس دون البعض و بعضى از آن چيزى است كه زينت مىدهد بعض مردم را ، نه بعض را ، مثل اللحية ، و نظير وى ريش است ، زيرا كه وى در حق مردان زينت است نه در حق زنان . و منه ما فيه المنفعة و الزينة و بعضى از آن چيزى است كه در وى نفع و زينت است مثل هدب العين و نظير او مژه است كه با وجود زينت تقويت مىدهد نور بصر را به جمع و مانع سقوط اجرام صغار از چشم مىگردد هنگام مفتوح بودن چشم ، و منه ما فيه المنفعة دون الزينة بعضى از آن چيزى است كه در وى منفعت است فقط نه زينت مثل سائر شعر البدن چون تمام موى بدن فإنه ينقى به البدن عن الفضول پس بدرستى كه موى مذكور پاك مىشود به سبب آن بدن از فضلهها ، يعنى فضلهء بدنى كه در هضم آخر حاصل مىشود به واسط وى مندفع مىگردد . فائده در خلقت موى بدن كه بخار دخانى كه اجزاى مائيه از آن بيشتر به تحليل رود و پارهاى كه تماسك اجزاى ارضيه بدان تواند شد در آن بماند چون در مسام در مىآيد و زمانى شائسته آنجا محتبس مىماند بىمستحيل شدن به كيفيت غير ملايم بخار مذكور منعقد مىگردد و به ماده شعرى و چون از متعاقب مدد مىرسد از قوت دافعه خصوص كه رطوبت بدن لزج و چرب باشد مادهء منعقده از مسام بيرون مىآيد مطول شده ، اين است طريق تكون موى ، پس آنجا كه بخار نافذ نشود در مسام يا نافذ شود ليكن زمانى صالح كه در آن منعقد تواند شد محتبش نماند يا ماند اما كيفيت وى از سوء المزاج متغير شود به كيفيت غير ملايم در اين صورتها موى متولد نمىگردد . [ اسباب عدم نفوذ بخار در مسام ] و عدم نفوذ بخار در مسام بر چند وجه است : يكى آن كه مادهء اندك بود يعنى بخار دخانى كمتر متولد شود به سبب نقصان حرارت و ناروئيدن لحيه در نسوان و خصيان از اين قبيل است . دوم آن كه خون كه مادهء بخار دخانى است كمتر متولد شود و سقوط موى در ناقهين به واسطهء نارسيدن مدد از اين قبيل است . سوم آن كه رطوبت در اين بخار بيشتر بود و دخانيت كمتر و ظاهر است كه تا ناريت غالب نباشد بخار از ميل به خروج نمىشود و بيرون نيامدن لحيه در صبيان از اين جهت است . چهارم آن كه منافذ يعنى مسام شديد الضيق باشد به سبب برد مزاج يابس مكثف ، پس ماده شعر آنقدر كه مىبايد نتواند گنجيد . پنجم آن كه سيلان فضول چون طمث و مانند آن باعث امالهء بخار گردد [ اسبا عدم لبث بخار در مسام ] اما عدم لبث بخار در مسام تا زمانى كه موى متولد شود بر سه وجه است : يكى آن كه ماده رقيق بود و بدان سبب زود تحليل پذيرد و ظاهر است كه تا كثافت كه لازمهء دخانيت است در بخار نبود قبول انعقاد نمىكند ، زيرا كه لبث نمىنمايد . دوم آن كه مسام وسيع باشد به غايت و بدان سبب ماده مستعده زود مستخرج گردد و تحليل پذيرد . سوم آن كه اگر چه ماده و مسام به اعتدال باشند اما اسباب محلله مفرط از امور بدنى يا خارجى اتفاق افتد و ماده را منعقد ناشده به تحليل برد . اما تكيّف ماده به كيفيت ناملايم بديهى است كه فساد تكون مىكند و نفوذ ماده در مسام و لبث وى در آنجا در تولد موى كفايت نمىكند تا كه محفوظ از تغيّر و تكيّف به كيفيت غير